صفحه اصلی | فرم درخواست / ثبت شکایات | پیش فاکتور | مدیریت پنل پیامکی | همکاری با ما | ورود / ثبت نام فانوشت

سلام




سلام





قدم‌هایش را تند کرد. باید نیم‌ساعته به فرودگاه می‌رسید. تازه مسجد گوهرشاد بود. قدم‌هایش کند شد. نگاه کرد سمت راست، برای بار آخر سلام داد. دلش نمی‌آمد خداحافظی کند. دنبال کلمات بود. زیر لب گفت:

دستکش‌هایم برای هرکسی که پیدایشان کرد. باد سردی توی چادر مشکی‌اش افتاد. این‌پا و آن‌پا کرد. آمده بود حرفی را بگوید اما حالا داشت می‌رفت و هنوز نگفته بود. سرش را به احترام پایین انداخت و رویش نشد بالا بیاورد، فرو برد توی شال‌گردن.

بند کفش‌هایش باز بود. دوست داشت بگوید. دیر شده بود. دست‌هایش یخ کرده بود. صورتش را چرخاند و از مسجد گوهرشاد گذشت. فرش‌ها را جمع کرده بودند؛ تمام صحن رضوی را دوید.هواپیما بلند شد، از شیشه به بیرون زل زد و سلام داد به شهر، شهری که مشهدِ او بود.


نوامبر 29th, 2016 | تعداد بازدید/54 views | دسته بندی : تازه ها
محمود رضا مرادی مهرآبادی

محمود رضا مرادی مهرآبادی

از سال 1375 فعالیت خود را در حوزه رایانه و هنر آغاز کردم - مدرس فناوری اطلاعات و شاخه های هنری - http://moradiphoto.ir