صفحه اصلی | فرم درخواست / ثبت شکایات | پیش فاکتور | مدیریت پنل پیامکی | همکاری با ما | ورود / ثبت نام فانوشت

و چه اربعینی…؟




و چه اربعینی…؟





ابوحمزه ثمالی از قول امام‌محمدباقر علیه‌السلام نقل می‌کند که چون زمان مفارقت پدرم از دنیا فرارسید مرا به سینه خود چسباند، آنگاه فرمود: «فرزند عزیزم! تو را به چیزی سفارش می‌کنم که پدرم علیه‌السلام هنگام وفاتش مرا بدان وصیت فرمود: ای فرزند عزیزم! از ظلم به کسی که یار دیگری جز خدا ندارد، پرهیز کن».

تصور کن حالت اباعبدالله (علیه‌السلام) را در آن هنگامه سخت، آنگاه که یاران و خاندان را همه کشته یافته؛ تنهای تنها. تصور‌کن صحنه کربلا را و آنچه حسین کمی آن سوتر می‌دید؛ خیمه‌های افروخته و تاراج غارتیان، گوش‌های پاره پاره و دیده‌های از خون گریان… .
تصور کن زینب سلام‌الله‌علیها را؛ آن‌که ماند تا فریادگر گلوهای پاره‌پاره باشد؛ فریادگر رازهای خاموش. اصوات پیچ و تاب خورده نسل هابیل را از اعماق تاریخ بیرون بکشد و بر سر قابیلیان بکوبد. آری آن‌که در تنهایی مطلق و بی‌یاور، خدا را یاد کرد و راضی به امر پروردگار شد؛ آن‌که مظلومانه دردهای آتشین حقد و کینه را به جان خرید و گلوگاه سرخ شکفتن شد، دست یاری خداوند به سویش بلند شد و چه سخت از مستکبران و یزیدیان انتقام گرفت.

تصور کن آن نخوت و سفاهت دربار شام را که چگونه حنجره دشمن‌ستیز زینب (س) به ویرانی‌اش کشاند و پیام کربلا را با فریادی به بلندای تاریخ بر گوش جهانیان زمزمه کرد. آری می‌توان در نگاه عاشقانه زینب(س) و در امتداد تاریخ، آن گلدسته‌های عطش و عشق را دید که چگونه عاشقان را به سوی خود می‌کشد و چه اربعینی در این گوشه ناامن تاریخ رقم می‌زند. چگونه جان مستکبران را از پس سال‌ها به لرزه می‌افکند که باز حسین؛ باز عاشورا و باز مبارزه‌ای خستگی‌ناپذیر در برابر ظالمان و مستکبران تاریخ. آری تا تاریخ بر فراز است، خون حسین(ع) در رگ‌های آزادگان جهان می‌جوشد و می‌خروشد.

  • عضو بنیاد نهج‌البلاغه

نوامبر 19th, 2016 | تعداد بازدید/42 views | دسته بندی : تازه ها
محمود رضا مرادی مهرآبادی

محمود رضا مرادی مهرآبادی

از سال 1375 فعالیت خود را در حوزه رایانه و هنر آغاز کردم - مدرس فناوری اطلاعات و شاخه های هنری - http://moradiphoto.ir