صفحه اصلی | فرم درخواست / ثبت شکایات | پیش فاکتور | مدیریت پنل پیامکی | همکاری با ما | ورود / ثبت نام فانوشت

امر به معروف و نهي از منكراز ديدگاه امام خميني

پيشگفتار امر به معروف و نهي از منكر در اسلام و ساير اديان از جايگاهي بس رفيع و بلند برخوردار است، زيرا اساس نبوت پيامبران الهي بر امر به معروف و نهي از منكر بنا نهاده شده است. اگر اين دو وظيفه از برنامه انبياء برداشته شود نبوت تعطيل مي‌گردد. انگيزه بعثت همه انبياء تزكيه و تهذيب نفوس انسانها بوده و اين مهمّ در پرتو امر به معروف و نهي از منكر حاصل مي‌شود. از اين رو بيشتر فقهاي عظام شيعه از قرن چهارم هجري كه فقه شيعه مدوّن شد يعني از زمان شيخ مفيد و شيخ طوسي تا اين زمان مسائل و احكام امر به معروف و نهي از منكر را مورد بررسي قرار داده و احكام اين دو را به استناد آيات و روايات استنباط و نظريات خود مطرح كرده‌اند. حضرت امام خميني، احكام مربوط به امر به معروف و نهي از منكر را در كتاب تحريرالوسيله عنوان و مخصوصاً وظيفه علما و دانشمندان را در روزگاري كه خفقان و رُعب و ترس بر جامعه ايران حاكم بود در برابر حكومت جبّار پهلوي مطرح كردند. همان احكام در رساله توضيح‌المسائل كه منطبق با فتواي ايشان بود به زبان فارسي ترجمه و مندرج شد تا عموم مردم با مسائل امر به معروف و نهي از منكر و وظيفه‌اي كه در برابر اين دو واجب مهم الهي داشتند آشنا شوند. اين كاري بديع و نو بود كه انجام گرفت زيرا مباحثي كه فقها در كتب فقهي خود نسبت به احكام امر به معروف و نهي از منكر طرح مي‌كردند غالباً جنبه استدلالي داشت و به زبان عربي كه توده مردم نمي‌توانستند از آن بهره بگيرند لكن حضرت امام چون تشخيص دادند ضرورت دارد همه مردم با احكام اين واجب الهي آشنا شوند آن را در رساله عمليه وارد كردند. امام در مورد امر به معروف و نهي از منكر فروعاتي بيان كرده‌اند كه در كتاب‌هاي فقهي ساير فقها كمتر به چشم مي‌خورد. در اين نوشتار بنا نداريم تمام نظرات امام را در مورد امر به معروف و نهي از منكر مورد بررسي قرار دهيم زيرا اين مهم نيازمند كتابي مستقل است. در اينجا تنها برخي از آراء امام را بررسي مي‌كنيم. مباحث اين مقاله در دو فصل مطرح مي‌گردد: فصل اوّل: كليّات و آراء فقهي امام در مورد امر به معروف و نهي از منكر. بعضي مفهوم امر به معروف و اهميّت آن وجوب و نوع آن. اقسام امر به معروف و مراتب آن در اين فصل مورد بررسي قرار مي‌گيرد. فصل دوّم: رهنمودهاي حضرت امام در شيوه امر به معروف و نهي از منكر كه در ضمن سخنرانيهاي خود به آن اشاره كرده‌اند.

 

فصل اول

 

تعريف معروف و منكر

معروف در لغت به معني شناخته شده و پسنديده و در مقابل منكر يعني ناشناخته ناپسند و زشت آمده است. راغب در مفردات مي‌نويسد:

«معروف اسم است براي هر كاري كه حسن و خوبي او به وسيله عقل يا شرع شناخته شده و منكر چيزي است كه به وسيله عقل و شرع مورد انكار قرار گرفته و ناشناخته مانده است.»

مرحوم طبرسي مي‌نويسد:

«معروف اطاعت از فرمان الهي است و منكر معصيت و نافرماني او است. هر چيزي كه خدا و رسول او به آن امر كرده‌اند معروف است و آنچه خدا و رسول از آن نهي كرده‌اند منكر است.»1

در قرآن مجيد نيز ماده «عرف» مواردي به معني شناخت و در بسياري از موارد به معني پسنديده و نيك استعمال شده چنانچه ماده «نكر» در بعضي موارد به معني عدم شناخت و در بسياري از موارد در ناپسند و زشت استعمال شده است. در آيه 146 بقره مي‌فرمايد:

«آنان كه به آنها كتاب داديم پيامبر اسلام را مي‌شناسند همان طور كه پسران خود را مي‌شناسند.»

در آيه 157 اعراف معروف در كار خوب و پسنديده و منكر در كار زشت و ناپسند استعمال شده است.

 

ضرورت طرح بحث امر به معروف و نهي از منكر

با توجه به نقشي كه امر به معروف و نهي از منكر در اصلاح جامعه و فرد دارد ضرورت طرح بحث از اين دو واجب بزرگ الهي بر كسي پوشيده نيست اگر اين حقيقت را باور كنيم كه امر به معروف باعث احياء دين و ضامن اجراي قوانين و دستورات اسلام است لازم است با طرح اين مباحث مردم را به اين وظيفه مهم آشنا كرد. متأسفانه بايد اعتراف كرد در اثر كوتاهي نخبگان حوزه و دانشگاه در طرح و تبيين اين مباحث هنوز بسياري از افراد از مسائل ابتدايي امر به معروف و نهي از منكر بي‌اطلاعند. بسياري از مردم توجه ندارند كه امر به معروف نيز همانند نماز و روزه بر آنان واجب است و بر فردي كه به سنّ تكليف مي‌رسد هم زمان با وجوب نماز و روزه امر به معروف و نهي از منكر نيز بر او واجب مي‌گردد. از اين رو زيبنده است همه دانشمندان از نويسندگان و گويندگان در تبيين مباحث اين دو دستور مهم الهي كوشش كنند و افراد جامعه را نسبت به مسائل امر به معروف و اهميت آن آگاه سازند. بديهي است براي تشويق ديگران بر امر به معروف و نهي از منكر نخست بايد اهميّت اين دو همچنين شرايط و ساير خصوصيات آنها براي مردم بيان گردد تا با آگاهي كامل به اين وظيفه مهم اقدام كنند زيرا شرط موفقيت در هر كاري آگاهي و بينش كافي نسبت به آن كار است در غير اين‌صورت انسان به هدف نمي‌رسد بلكه چه بسا از هدف و مقصد دور گردد.

 

اهميت امر به معروف و نهي از منكر

اسلام به امر به معروف و نهي از منكر عنايت زيادي دارد زيرا انجام همه واجبات و ترك همه محرمات به انجام اين دو وظيفه الهي است و بايد گفت حيات دين و قوام آن به حيات اين دو واجب بستگي دارد. زيبنده است به چند نمونه از آيات و روايات كه بيانگر جايگاه رفيع امر به معروف و نهي از منكر است اشاره داشته باشيم.

 

جايگاه امر به معروف از ديدگاه قرآن

با اندكي دقت در آيات مربوط به امر به معروف و نهي از منكر اين حقيقت ثابت مي‌شود كه اهميت اين دو فريضه از همة فرايض و واجبات الهي بيشتر است. در آيه 110 آل عمران مي‌فرمايد:

«شما بهترين امتي بوديد كه به سود انسانها آفريده شديد كه امر به معروف و نهي از منكر مي‌كنيد و به خدا ايمان داريد.»

در اين آيه خداوند، ملاك برتري و شرافت امت اسلامي بر ساير امت‌ها را در سه خصلت مي‌داند: 1) انجام امر به معروف 2) نهي از منكر 3) ايمان به خداوند. از آيه استفاده مي‌شود كه اهميت امر به معروف و نهي از منكر از نماز و روزه و حج و جهاد… بيشتر است زيرا هيچ يك از اينها ملاك برتري امت اسلامي به حساب نيامده است.

البته بايد توجه داشت برتري امت اسلامي تا زماني است كه به اين وظيفه عمل كنند چون امر به معروف و نهي از منكر و ايمان به خدا شرط و علت شرافت و برتري است و بديهي است با انقضا و زوال اين صفات مزيّت و شرافت امت اسلامي نيز زائل مي‌گردد.

در آيه، امر به معروف و نهي از منكر بر ايمان به خدا مقدم شده با آنكه ايمان پايه و اساس اين دو واجب است. در علّت تقدم اين دو بر ايمان نكاتي بيان شده:

الف ـ تقدم اين دو واجب بيانگر عظمت و اهميت آنان است.

ب ـ امر به معروف و نهي از منكر ضامن گسترش ايمان و اجراي همه قوانين فردي و اجتماعي است و ضامن اجرا عملاً بر خود قانون مقدم است.

ج ـ كوتاهي در اين وظيفه بيانگر كوتاهي در امر ايمان است. اگر اين وظيفه عملي نشود ريشه‌هاي ايمان در دلها نيز سست مي‌گردد.2

در آيه 104 سوره آل عمران فرموده:

«بايد از ميان شما جمعي دعوت به نيكي كنند و امر به معروف و نهي از منكر نمايند و آنها رستگارانند.»

بسياري از مفسرين فرموده‌اند اين آيه دلالت بر جايگاه عظيم و رفيع امر به معروف و نهي از منكر دارد چون خداوند مالك سعادت انسان را در انجام اين وظيفه دانسته.3

 

جايگاه امر به معروف از ديدگاه روايات

از روايات رسيده از معصومين عليهم‌السلام استفاده مي‌شود كه امر به معروف و نهي از منكر در اسلام جايگاه خيلي رفيع و ارزشمندي دارد كه با انجام اين دو وظيفه انسان مي‌تواند سعادت دنيا و آخرت خود را تأمين كند و با ترك اين وظيفه خير و بركت از انسان سلب مي‌شود.

رسول گرامي اسلام مي‌فرمايد:

امّت من همواره در خير و نيكي خواهند بود تا زماني كه امر به معروف و نهي از منكر و تعاون بر نيكي كنند ولي اگر چنين نكنند بركات از آنها گرفته، بعضي از آنها بر بعضي ديگر مسلط مي‌شوند در حالي كه نه در زمين و نه در آسمان يار و ياوري ندارند.

علي عليه‌السلام مي‌فرمايد:

تمام كارهاي نيك و جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهي از منكر چون قطره‌اي است در برابر درياي پهناور.5

امام باقر عليه‌السلام مي‌فرمايد:

امر به معروف و نهي از منكر راه انبيا و طريقه صلحا است. دو واجب بزرگ الهي است كه به وسيله آنها بقيه واجبات برپا مي‌شود و به وسيله اين دو راهها امن مي‌گردد و كسب وكار مردم حلال مي‌شود، حقوق افراد به آنها مسترد مي‌شود و زمين‌ها آباد و از دشمنان انتقام گرفته مي‌شود و در پرتو آن همه كارها روبراه مي‌گردد. در روايات از كسي كه به اين وظيفه اقدام كند تجليل زياد شده است.6

پيامبر اكرم صلي‌الله عليه و آله فرمود:

كسي كه امر به معروف و نهي از منكر كند جانشين خدا در زمين و جانشين پيامبر و كتاب اوست.7

و هنگامي كه فردي از رسول خدا پرسيد: از همه مردم بهتر كيست؟ فرمود:

آن كس كه از همه بيشتر امر به معروف و نهي از منكر كند و آن كس كه از همه پرهيزكارتر باشد و در راه خوشنودي خدا از همه بيشتر گام بردارد.8

در عظمت و اهميت و جايگاه عظيم امر به معروف و نهي از منكر به حدي روايت از معصومين عليهم‌السلام رسيده كه شهيد ثاني در كتاب لمعه با اين عبارت حق مطلب را ادا كرده است:

از طريق اهل بيت در مورد امر به معروف چيزي است كه پشت انسان را مي‌شكند.9

 

اهميت امر به معروف از ديدگاه امام خميني

بدون مبالغه بايد گفت امام خميني (قدّس سره) احياء‌كننده اين دو وظيفه مهم الهي در عصر خود بود. اين شخصيت كم‌نظير عالم اسلام در راه انجام اين دستور الهي از هيچ كاري فروگذار نكرد. امام بزرگترين منكر را حكومت پهلوي مي‌دانست كه با اساس اسلام در ستيز بود از اين رو از سال 1342 كه مبارزه خود را آغاز نمود براي سرنگوني اين رژيم با تمام توان به ميدان آمد و در اين راه هر گونه سختي و رنج و تبعيد و زندان را تحمل كرد تا سرانجام حكومت پهلوي را نابود و جمهوري اسلامي در اين مملكت برپا داشت. براي اهميت امر به معروف و نهي از منكر از نظر امام كافيست به دستوري كه در روزهاي اوليه بعد از پيروزي انقلاب صادر فرمودند بنگريم:

 

دستور تشكيل اداره امر به معروف و نهي از منكر به شوراي انقلاب

شوراي انقلاب اسلامي به موجب اين مرقوم مأموريت دارد كه اداره‌اي به اسم «امر به معروف و نهي از منكر» در مركز تأسيس نمايد؛ و شعبه‌هاي آن در تمام كشور گسترش پيدا كند؛ و اين اداره؛ مستقل و در كنار دولت انقلابي اسلامي است و ناظر به اعمال دولت و ادارات دولتي و تمام اقشار ملت است. و دولت انقلاب اسلامي مأمور است كه اوامر صادره از اين اداره را اجرا نمايد و اين اداره مأمور است در سراسر كشور از منكرات به هر صورت كه باشد جلوگيري نمايد و حدود شرعيه را تحت نظر حاكم شرعي يا منصوب از قِبَل او، اجرا نمايد و احدي از اعضاي دولت و قواي انتظامي حق مزاحمت با متصديان اين اداره ندارند و در اجراي حكم و حدود الهي احدي مستثني نيست حتّي اگر خداي نخواسته رهبر انقلاب يا رئيس دولت مرتكب چيزي شد كه موجب حد شرعي است بايد در مورد او اجرا شود.10

البته اين دستور امام اجرا نشد. از مرحوم حجت‌الاسلام حاج سيد احمد خميني نقل شده كه از طرف شوراي انقلاب و دولت موقت آمدند و به هر وسيله‌اي كه بود جلوي آن را گرفتند؛ …و گفتند هنوز تشكيلاتي براي به اجرا درآوردن آن نيست.11

اكنون كه اهميت و جايگاه عظيم اين دو فريضه الهي معلوم شد زيبنده است پيرامون وجوب اين دو نوع آن كه آيا واجب عقلي است يا شرعي، عيني است يا كفائي بحث شود.

 

وجوب امر به معروف و نهي از منكر

وجوب امر به معروف و نهي از منكر مورد اتفاق همة فقها اسلام از شيعه و سني است و مسلمين جهان نيز اين دو را واجب مي‌دانند بنابراين اصل وجوب از ضروريات دين است و آيات و روايات فراواني بر وجوب اين دو دلالت دارند. امام خميني فرموده‌اند:

اين دو از والاترين و شريف‌ترين واجبات مي‌باشند و به وسيله اينها واجبات ديگر اقامه مي‌گردد و وجوب اين دو از ضروريات دين است و منكر آن در صورت توجه به لازمه انكار و ملزم شدن به آن از كافران خواهد بود.12

 

 

 

امر به معروف و نهي از منكر همانند نماز و روزه، واجب است

 

 

امر به معروف و نهي از منكر در اسلام جايگاه رفيع و ارزشمندي دارد كه با انجام آن سعادت دنيا و آخرت انسان، تأمين مي‌شود

 

 

وجوب عقلي يا شرعي

در ميان فقها، اختلاف نظر است كه آيا وجوب اين دو تنها از ادله شرعيه آيات و روايات استفاده مي‌شود يا بيش از آنكه آيه و روايتي بر وجوب اين دو حكم كند عقل آن را واجب مي‌داند. شهور فقها، قائلند كه وجوب اين دو شرعي است و عقل به تنهايي حكم نمي‌كند كه امر كردن مردم به خوبيها و نهي كردن آنان از بديها واجب است. در مقابل جماعتي فرموده‌اند وجوب امر به معروف و نهي از منكر عقلي است و نيازي به دليلي از شرع نيست و ادله رسيده از شرع مقدس در واقع تأكيدي بر حكم عقل است. شيخ طوسي،13 علامه حلّي،14 فاضل مقداد،15 شهيد اول و دوم16 و حضرت امام خميني17 از كساني هستند كه وجوب اين دو را عقلي مي‌دانند.

بديهي است عقل حكم مي‌كند كه هدايت ديگران به خوبي و بازداشتن آنها از بدي پسنديده و نيكو است. به گفته شاعر:

اگر بيني كه نابينا به چاه است اگر خاموش بنشيني گناه است

چون اگر در برابر اعمال ديگران بي‌تفاوت باشيم و آنها را از گناه جلوگيري نكنيم ضرر و زيان گناه متوجه ما هم خواهد شد زيرا برخي از گناهان و مفاسد اخلاقي همانند آتش است كه اگر خاموش نشود به جاهاي ديگر سرايت مي‌كند و به همه چيز آسيب مي‌رساند.

در روايتي كه از پيامبر اكرم صلي‌الله عليه و آله رسيده وجوب عقلي تأييد مي‌شود آن حضرت فرموده است:

يك فرد گنه‌كار در ميان جامعه همانند كسي است كه با جمعي سوار كشتي شود و به هنگامي كه در وسط دريا قرار گيرد تبري برداشته و به سوراخ كردن موضعي كه در آن نشسته است بپردازد و هرگاه به او اعتراض كنند در جواب بگويد من در سهم خود تصرف مي‌كنم. اگر ديگران او را از اين عمل خطرناك باز ندارند طولي نمي‌كشد كه آب دريا به داخل كشتي نفوذ كرده و يك‌باره همگي در دريا غرق مي‌شوند. 18

 

وجوب عيني يا كفائي

واجب عيني واجبي است كه بر يكايك افراد واجب است آن را انجام دهند و با اقدام جماعتي تكليف از ديگران ساقط نمي‌شود مانند نماز و روزه.

واجب كفايي واجبي است كه تكليف در اول متوجه همه مكلفين شده است لكن اگر عده‌اي آن را انجام دهند از ديگران ساقط است مانند غسل ميّت و كفن و دفن او.

جماعتي از فقها فرموده‌اند وجوب امر به معروف و نهي از منكر عيني است و بر همه افراد واجب است كه به اين دو واجب اقدام كنند.

شيخ طوسي در كتاب نهايه19 و الاقتصاد20 و ابن حمزه در وسيله21 و محقق كركي در جامع المقاصد22 فرموده‌اند قائل به وجوب عيني امر به معروف و نهي از منكر شده‌اند. در برابر اين گروه مشهور فقها از جمله حضرت امام خميني قائل به وجوب كفايي هستند. امام فرموده‌اند:

اقوي آن است كه وجوب امر به معروف و نهي از منكر كفايي است. بنابراين اگر جماعتي به آن اقدام كنند كه حكم الهي تحقق پيدا كند تكليف از ديگران ساقط است وگرنه همه در صورتي كه شرايط وجوب باشد ترك واجب كرده‌اند.23

طرفداران هر دو عقيده ادلّه‌اي براي مدعاي خود بيان كرده‌اند. مقتضي است ادله قائلين به وجوب كفايي را مورد بررسي قرار دهيم.

 

مستند قائلين به وجوب كفايي

نخستين دليل قائلين به وجوب كفايي آن است كه هدف از امر به معروف و نهي از منكر آن است كه واجبات انجام گيرد و محرمات ترك شود بنابراين هنگامي كه فرد يا افرادي واجبي را ترك كنند چنانچه عدّه‌اي آنان را به انجام آن واجب امر كنند تكليف از سايرين ساقط است. در آنجا كه منكري هم انجام مي‌گيرد اگر جمعي براي ترك آن اقدام كنند تكليفي متوجه ديگران نيست چون با انجام واجب يا ترك حرام جائي براي امر به معروف و نهي از منكر باقي نمي‌ماند و هدف حاصل شده است.

البته در آنجا كه گروهي براي امر به معروف و نهي از منكر اقدام كنند لكن توفيق پيدا نكنند كه گناهكار را به انجام دستور الهي وادار نمايند وظيفه ديگران است كه به كمك آنها بشتابند تا بتوانند از انجام گناه جلوگيري كنند در غير اين‌صورت همه گناهكارند و اين نكته‌اي است كه بسياري از فقها از جمله حضرت امام به آن اشاره دارند. و مي‌فرمايد:

تا زماني كه معروف انجام نگرفته يا حرام ترك نشده اگر شرايط جمع باشد همه گناهكارند.

دليل دوم، آيه شريفه:

«وَلْتَكُن مٍّنكُم امةُ يَدعُون الَي الخيرِ وَ يامُرونَ بالمعروفِ و ينهونَ عَنِ المُنكرِ و اولئكَ هُم المُفْلِحُون»

سوره آل عمران آيه 104

بسياري از مفسرين و فقها قائلند مِنْ در كلمه «منكم» تبعيضه است و دليل بر كفايي بودن امر به معروف و نهي از منكر است از جمله طبرسي در مجمع‌البيان24 فاضل مقداد در كنزالعرفان25 و اردبيلي در زبدة البيان.26

زمخشري از مفسّرين اهل سنت مي‌نويسد:

مِنْ، تبعيضه است زيرا امر به به معروف و نهي از منكر واجب كفايي است و كسي صلاحيت دارد كه به اين دو واجب اقدام كند كه معروف و منكر را بشناسد و به مراتب امر به معروف آشنا باشد زيرا جاهل چه بسا از معروف نهي كند و به منكر امر نمايد.27 بنابراين معني آيه چنين مي‌شود بايد بعضي از شما اين چنين باشيد كه دعوت كنيد مردم را به نيكي‌ها و آنان را امر به معروف و نهي از منكر كنيد و آنها رستگارانند.

علامه طباطبائي فرموده‌اند:

بحث از اينكه كلمه مِنْ تبعيضه است يا بيانيه ثمره زيادي ندارد زيرا امر به معروف و نهي از منكر از اموري است كه اگر واجب باشد طبعاً واجب كفايي است زيرا بعد از آن كه غرض حاصل شد و فردي به اين وظيفه اقدام كرد معني ندارد كه بر ساير افراد نيز واجب باشد… بنابراين وظيفه امر به معروف مربوط به بعضي افراد است و خطابي كه اين وظيفه را تشريح مي‌كند اگر متوجه همان بعض باشد كه هيچ و اگر متوجه همه افراد باشد باز هم به اعتبار بعض است…

سپس فرموده:

ظاهر همين است كه كلمه مِنْ، تبعيضه است.28

بعضي فرموده‌اند:

آيه شريفه گرچه دلالت به وجوب كفايي به معناي اصطلاحي آن ندارد لكن هيچ‌گونه منافاتي با وجوب كفايي كه از ساير ادله استفاده مي‌شود ندارد. با توجه به اين كه در مورد امر به معروف و نهي از منكر هدف معلوم است كه انجام حكم الهي باشد، بنابراين ممكن است گفته شود اقتضاي وجوب كفايي تشكيل جماعتي است كه متصدي امر به معروف و نهي از منكر شوند و تشكيل اين مجتمع از وظايف جامعه اسلامي است زيرا خطاب در آيه «ولتكن منكم امة…» متوجه مجتمع اسلامي است بنابراين وظيفه آنان است كه جماعتي قوي تشكيل دهند تا به وظيفه امر به معروف و نهي از منكر اقدام نمايند.29

بعضي از مفسرين نوشته‌اند:

امر به معروف و نهي از منكر دو مرحله دارد يكي مرحله فردي كه هر كس موظّف است به تنهايي ناظر اعمال ديگران باشد و ديگري مرحله دسته جمعي كه امتّي موظّفند براي پايان دادن به نابسامانيهاي اجتماع دست به دست هم بدهند و با يكديگر تشريك مساعي كنند. قسمت اول وظيفه عموم مردم است و چون جنبه فردي دارد طبعاً شعاع آن محدود به توانايي فرد است اما قسمت دوم شكل واجب كفايي به خود مي‌گيرد و چون جنبه دسته‌جمعي دارد و شعاع قدرت آن وسيع است طبعاً از شئون حكومت اسلامي محسوب مي‌شود.30

مي‌توان گفت مرحله فردي كه به همه افراد جامعه مربوط مي‌گردد در آنجا است كه امر به معروف و نهي از منكر تنها زباني باشد كه همه موظفند ديگران را به نيكي‌ها دعوت و از بديها و زشتيها نهي كنند امّا مرحله دوم كه مربوط به قسم خاص است و از شئون حكومت اسلامي است مربوط به صورتي است كه امر به معروف منجر به ضرب و جرح و جريمه و حبس مي‌شود و آيه «و لتكن منكم» شامل اين قسم دوم است و آيه «كنتم خيرامة» قسم اول است.

دليل سوم، دليل ديگري كه مي‌توان براي وجوب كفايي بيان كرد روايت معتبره‌اي است كه معدة بن صدقه از امام صادق عليه‌السلام نقل كرده او مي‌گويد:

از امام صادق عليه‌السلام سئوال شد آيا امر به معروف و نهي از منكر بر همه امت واجب است؟ حضرت فرمود: خير. پرسيدند: چرا؟ فرمود: همانا اين دو بر افراد قوي كه داراي نفوذ كلام و عالم به معروف و منكر باشند واجب است نه بر افراد ضعيف كه درست راه را تشخيص نداده‌اند. و حق را از باطل نمي‌شناسند و دليل بر اين كتاب خداي عزّ و جلّ است كه فرموده: [ولتكن منكم اُمّة…] پس امر به معروف و نهي از منكر مختص جمع خاصي است نه همه امت چنان چه خداوند فرموده: از ميان قوم موسي امتي هستند كه ديگران را به حق هدايت مي‌كنند و نفرموده: بر امت موسي و يا بر همه قوم موسي در حالي كه بني‌اسرائيل در آن روز امت‌هاي گوناگون بودند، و امت به يكي و بيشتر اطلاق مي‌گردد.31

البته بعضي از فقها بر استدلال به روايت براي وجوب كفايي ايراد كرده‌اند كه درصدد بيان آن نيستم، آنچه از روايت استفاده مي‌شود آن است كه امر به معروف و نهي از منكر بر افرادي خاص واجب است نه همه مردم، به افرادي كه امر و نهي آنان تأثير داشته باشد و قدرت داشته باشند كه فرد را به انجام واجب و ترك حرام وادار نمايند.32

 

اقسام امر به معروف و نهي از منكر

معروف همان‌طور كه قبلاً اشاره شد كاري است كه حسن و خوبي آن از ديدگاه عقل و شرع ثابت شده بنابراين هر كار خوبي معروف است چه آن كار از نظر شرع اسلام واجب شده باشد يا خير، از اين جهت همة كارهايي كه اسلام مستحب دانسته نيز معروف است. بنابراين امر به معروف دو قسم است. الف: امر به كارهاي واجب. ب: امر به كارهاي مستحب. قسم اول امر به آن واجب است و چنانچه كسي بدون عذر ترك كند ترك واجب كرده و كيفر دارد. ولي قسم دوم،

 

 

پيامبر اكرم صلي‌الله عليه و آله: كسي كه امر به معروف و نهي از منكر كند جانشين خدا در زمين و جانشين پيامبر و كتاب اوست

 

 

حضرت علي عليه‌السلام: تمام كارهاي نيك و جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهي از منكر چون قطره‌اي است در برابر درياي پهناور

 

 

امر به آن مستحب است و ترك آن كيفر ندارد تنها فعل آن داراي پاداش است.

در تقسيم امر به معروف به واجب و مستحب اختلافي نيست، اما در اين كه نهي از منكر نيز مانند معروف دو قسم مي‌شود اختلاف است. جمعي از فقها، مانند شيخ طوسي33 و علامه34 معتقدند نهي از منكر مستحب نداريم چون منكر يعني قبيح و زشت و اين تنها شامل حرام مي‌شود و نهي از منكر از كار حرام واجب است بنابراين مكروه از دايره منكر خارج است چون به كار مكروه قبيح اطلاق نمي‌شود.

امّا در مقابل جمع ديگر از فقها قائلند منكر شامل مكروه هم مي‌شود زيرا مكروه يعني كاري كه ترك آن رجحان دارد گرچه انجام آن كيفر ندارد ولي بهتر است كه انسان آن را انجام ندهد بنابراين نهي از منكر نيز بر دو قسم مي‌شود، قسم اول نهي از منكر از كار حرام كه واجب است، قسم دوم نهي از منكر از كار مكروه كه مستحب است. بسياري از فقها اين نظر را پذيرفته‌اند از جمله ابي الصلاح حلبي در كافي35 ابن حمزه در وسيله36 و شيخ نجفي در جواهر.37

امام خميني نيز همين قول اختيار كرده‌اند. ايشان مي‌فرمايند:

هر كدام از امر به معروف و نهي از منكر تقسيم مي‌شود به واجب و مستحب بنابراين چيزي كه عقل يا شرع آن را واجب مي‌داند امر به آن واجب است و چيزي كه عقل آن را قبيح مي‌داند يا شرع آن را حرام دانسته نهي از آن واجب است و كاري كه مستحب باشد امر به آن مستحب و آن چه مكروه است نهي از آن نيز مستحب مي‌باشد.38

بنابراين امر به معروف و نهي از منكر چهار حكم از احكام تكليفي، واجب، حرام، مستحب، مكروه را در برمي‌گيرد و كار مباح كه متساوي‌الطرفين است از دائره اين دو وظيفه خارج است.

به نظر مي‌رسد نظر حضرت امام و برخي از قدما و متأخرين به واقع نزديك‌تر است. بخش زيادي از احكام اسلام را مكروهات دربرمي‌گيرد. مكروه عملي است كه مفسده آن از حرام كمتر و ترك آن محبوب شارع است و چيزي كه داراي مفسده خيلي جزئي هم باشد انجام آن قبيح است و در دايره منكرات قرار مي‌گيرد. فلسفه نهي اسلام از عمل مكروه اين است كه با انجام آن اندكي نقصان در روح ايجاد مي‌گردد بنابراين نهي از آن مطلوب شارع است. كساني كه از مكروه دوري مي‌كنند هرگز به كار حرام مبادرت نمي‌ورزند اما افرادي كه از انجام هرگونه مكروهي باكي ندارند چه بسا كار حرام هم انجام مي‌دهند و فلسفه اين كه اسلام دستور مي‌دهد از مكروهات اجتناب كنيد در همين نكته است. چنانكه تأكيد اسلام به انجام مستحبات براي اين است كه فرد با انجام مستحب هرگز واجب از او ترك نمي‌شود.

 

مراتب امر به معروف و نهي از منكر

امر به معروف و نهي از منكر داراي مراتب و درجاتي است. شخصي كه مي‌خواهد به اين وظيفه اقدام كند لازم است از مرتبه اول شروع كند اگر نتيجه نگرفت مرتبه دوم را آغاز كند. اصولاً رمز موفقيت در هر كاري آن است كه انسان از مسير صحيح به آن اقدام كند. برخلاف مسير حركت كردن نه تنها انسان را به هدف نمي‌رساند بلكه از مقصد دور مي‌كند.

قرآن مجيد مي‌فرمايد:

كار نيك آن نيست كه از پشت خانه‌ها وارد شويد بلكه نيكي اين است كه پرهيزگار باشيد و از دَرِ خانه‌ها وارد شويد. (بقره/189)

بسياري از فقها براي امر به معروف و نهي از منكر سه مرحله قائلند:

الف ـ مرحله قلب. ب ـ مرحله زبان. ج ـ مرحله عمل.

هر كدام از اين مراحل نيز داراي مراحلي است كه بايد از مرحله پائين و ضعيف شروع كرد تا به مرحله بالاتر رسيد.

 

مرحله قلب

اولين مرتبه امر به معروف و نهي از منكر مرتبه قلبي است. براي اذكار قلبي دو معني متصور است. اول: نارضايتي از گناه، دوم: اظهار عدم رضا به گناه.

هر مسلماني وظيفه دارد كه وقتي مطلع شد فردي مرتكب معصيت شده قلباً از انجام گناه ناراضي باشد در احاديث وارده از معصومين رضايت به گناه، به حساب گناه آمده است. علي عليه‌السلام مي‌فرمايد:

«آن كس كه از كار مردمي خشنود باشد مثل كسي است كه همراه آنان بوده و هر كس كه به باطلي روي آورد دو گناه به عهده او باشد، گناه كردار باطل و گناه خشنودي به كار باطل.» 39

و نيز آن حضرت مي‌فرمايد:

«اي مردم همه افراد جامعه در خشنودي و خشم شريك مي‌باشند چنانكه شتر ماده ثمود را يك نفر پي كرد اما عذاب آن تمام قوم ثمود را گرفت زيرا همگي آن را پسنديدند.»40

فقها عظام به استناد همين روايات فتوي مي‌دهند كه رضايت به انجام گناه يا ترك واجب حرام است. امام خميني در اين مورد فرموده‌اند:

«رضايت به انجام گناه و ترك واجب حرام است بلكه دور نيست ناخوشايندي قلبي نسبت به آنها واجب باشد.»41

البته اين قسم انكار قلبي در مرحله امر به معروف و نهي از منكر نيست بلكه از مقتضيات ايمان است. لازمه تبرّي كه از فروع دين است همان است كه از گناه و گناهكار قلباً بيزاري جوئيم. فردي كه قلباً از گناه راضي باشد از حقيقت ايمان به دور است. علي عليه‌السلام مي‌فرمايد:

«كسي كه ترك كند انكار منكر با قلب و دست و زبان او مرده‌اي است بين زندگان.»42

از اين حديث شريف استفاده مي‌شود كه دين سه نشانه و مظهر دارد.

اول: اعتقاد قلبي كه انسان قلباً به يگانگي خدا معتقد باشد. دوم: اقرار با زبان. سوم: عمل به دستورات اسلام. فردي كه وظيفه دارد نهي از منكر كند اگر اين وظيفه را ترك كند حتّي در قلب از انجام گناه ناراضي نباشد چنين فردي هيچ يك از مظاهر و نشانه‌هاي ايمان را دارا نيست. و چنين فردي فاقد حيات معنوي است و همانند مرده‌اي است كه بين زندگان قرار دارد.

 

اظهار نارضايتي از گناه

فردي كه مي‌خواهد به وظيفه امر به معروف و نهي از منكر عمل كند نخست بايد نارضايتي خود را از گناه ابراز كند به طوري كه گناه كار متوجه شود او از انجام گناه ناراضي است و اين اولين مرحله امر به معروف و نهي از منكر است.

صاحب جواهر مي‌فرمايد: امر به معروف و نهي از منكر به انكار قلبي تنها تصوّر نمي‌شود زيرا انكار در قلب امر و نهي نيست… بنابراين بايد امر ديگري در اين مرتبه امر به معروف معتبر بدانيم كه اين مرحله نيز در مرتبه امر و نهي قرار گيرد. و آن اظهار عدم رضا به فعل منكر است به قسمي كه بدون تلفّظ سخني اظهار كراهت در چهره او مشخص شود.43

علي عليه‌السلام مي‌فرمايد:

«پايين‌ترين درجه نهي از منكر آن است كه انسان با گنهكاران با چهره گرفته برخورد كند.»44

قرآن نيز دستور مي‌دهد از گناهكاران دوري و اعراض كنيد.45

ابراز نارضايتي از گناهكار اقسامي دارد مانند: روي گرداندن از او، ترك معاشرت، چهره در هم كشيدن. هر كدام از اين امور كه بداند مؤثر است واجب است انجام دهد.

امام فرموده‌اند:

مرتبه اول آن كه با شخص معصيت‌كار طوري عمل شود كه بفهمد براي ارتكاب او به معصيت، اين نحو عمل با او شده است، مثل اين كه از او روبرگرداند، يا با چهره عبوس با او ملاقات كند، يا ترك مراوده با او كند و از او اعراض كند به نحوي كه معلوم شود اين امور براي آن است كه او ترك معصيت كند. 46

و نيز فرموده‌اند:

اگر در اين مرتبه درجاتي باشد لازم است با احتمال تأثير درجه خفيف‌‌تر، به همان اكتفا كند، مثلاً اگر احتمال مي‌دهد كه با ترك تكلّم با او مقصود حاصل مي‌شود، به همان اكتفا كند و به درجه بالاتر، عمل نكند، خصوصاً اگر طرف شخصي است كه اين نحو عمل موجب هتك او مي‌شود. 47

بديهي است براي برخي از افراد تأثير ترك سخن گفتن يا ترك معاشرت و يا چهره در هم كشيدن براي اصلاح آنها به مراتب بيشتر است از آنكه با امر و نهي بخواهند آنها را از گناه بازدارند.

 

امر و نهي با زبان

اگر مرتبه اول يعني ترك معاشرت و ترك تكلّم و امثال اين امور نتيجه حاصل شد و فردي كه واجب را ترك مي‌كند يا مرتكب فعل حرامي مي‌گردد از گناه كناره‌گيري نكرد بر مكلف واجب است كه وارد مرتبه دوم شود و او را امر به معروف و نهي از منكر كند در اين مرتبه نيز مراحلي تصوّر مي‌شود.

 

اول: موعظه و ارشاد

ترديدي نيست كه اثر موعظ در بسياري از افراد از امر و نهي بيشتر است، چون امر و نهي آميخته با يك نوع علّو و برتري است كه امركننده به عنوان يك دستور صادر مي‌كند از اين رو خيلي از افراد حاضر نيستند اطاعت كنند، امّا موعظه و ارشاد جنبه خيرخواهي و عطوفت و محبّت دارد و افراد زودتر مي‌پذيرند. برخي به گناه و پيامدهاي بدي كه به آن مترتب است توجه ندارند. اگر كسي با نرمي و ملاطفت آنها را موعظه كند مي‌پذيرد.

ذات الهي هنگامي كه مأموريت مي‌دهد حضرت موسي و برادرش هارون براي هدايت فرعون بروند. مي‌فرمايد:

«با سخن نرم با او سخن بگوئيد شايد او متذكر شود يا از خدا بترسد.»48

اين درسي است كه قرآن به همه مي‌دهد كه ابتدا در برخورد با افراد گناهكار بايد با نرمي و ملايمت وارد شد. حضرت امام نيز فرموده‌اند:

«اگر احتمال دهد كه با موعظه و ارشاد و گفتار نرم مقصود حاصل مي‌شود همان واجب است و تعدّي از آن جايز نيست.»49

 

 

بديهي است كه هدف از تشريع اين دو فريضه انجام اوامر الهي است به هر طريق ممكن. هنگامي كه بتوان به وسيله موعظه اين امر را تحقّق داد واجب است به همين اكتفا شود.

براي اينكه موعظه داراي اثر باشد زيبنده است اموري را رعايت كرد.

اول، اينكه موعظه در پنهاني باشد زيرا آشكار و در حضور ديگران فردي را موعظه كردن باعث شكسته شدن شخصيت آن فرد مي‌شود چون ديگران به عيب او مطلع مي‌شوند.

دوم، آنكه موعظه نيكو و حسنه باشد يعني با نرمي و ملاطفت و خالي از خشونت و بزرگي‌جوئي.

سوم، موعظه بايد گام به گام باشد. فردي كه اطلاعات ديني او ضعيف است نخست بايد مباني ديني را در او تقويت كنيم تا موعظه در او اثر كند. مثلاً اگر نماز نمي‌خواند به او بگوئيم آيا نمي‌داني نماز ستون دين است و هر كس نماز را ترك كند ساير اعمال او پذيرفته نيست، تأثيري ندارد. بايد ابتدا فكر او را به طرف دين و مذهب توجه داد. وقتي مسائل مقدماتي را پذيرفت آنگاه اهميّت نماز را به او گوشزد كنيم.

چهارم، موعظه بايد مختصر و مفيد باشد.

 

موعظه غيرمستقيم

نسبت به بعضي افراد موعظه غيرمستقيم اثر او بيشتر از موعظه مستقيم است چنانكه گفته‌اند: الكفاية ابلغ من التصريح.

مردي است به نام شقراني (از ياران امام صادق عليه‌السلام) حضرت اطلاع پيدا كرد او گاهي مرتكب كار حرام مي‌شود. روزي به او فرمود:

اي شقراني، همانا كار نيكو هر كسي انجام دهد نيكو است و از تو نيكوتر است به خاطر منزلتي كه در نزد ما داري و كار قبيح از هركس صادر شود زشت است و از تو زشت‌تر.

همين چند جمله كوتاه كه حضرت به كنايه فرمود باعث شد كه شقراني براي هميشه آن گناه را ترك كند.50

علي عليه‌السلام فرموده:

لغزش شخص عاقل را با كنايه تذكر دادن بر او از ملامت صريح دردناكتر است.51

 

ب ـ امر و نهي بدون خشونت

اگر موعظه اثر نكرد واجب است گناهكار را به انجام واجب يا ترك حرام امر و نهي كند. امام فرموده‌اند:

اگر بداند آنچه ذكر شد [موعظه و ترك معاشرت] اثر ندارد بايد به حكم كردن به وسيله امر و نهي منتقل شود و واجب است كه از آرام و آسان‌ترين درجه گفتار شروع نمايد و اگر تأثير نكرد به درجه شديدتر از آن با احتمال تأثير منتقل شود و تجاوز كردن جايز نيست مخصوصاً اگر مورد طوري باشد كه فاعل منكر با گفتن آن هتك مي‌شود.52

 

ج ـ امر و نهي با تندي و خشونت

نكته‌اي كه بسياري از فقها در مراتب امر به معروف و نهي از منكر به آن عنايت دارند منتقل شدن از مرحله آسان به شديد و شديدتر است. به عبارت ديگر بايد اصل الاسير فالايسر را در همه حال رعايت نمود. اگر بداند با موعظه مي‌توان جلوي منكر را گرفت نبايد امر و نهي كند در اين مرحله نيز ابتدا بايد امر يا نهي ساده باشد اگر اثر نكند با تهديد و خشونت جلو منكر را بگيرد. امام مي‌فرمايند:

اگر از بين بردن منكر و برپا داشتن معروف متوقف بر غليظ نمودن گفتار و شدت به خرج دادن در امر و تهديد و ترساندن بر مخالفت آن باشد جايز است بلكه با اجتناب از دروغ واجب است.53

 

مرتبه سوم: جلوگيري از منكر با اِعمال قدرت

آخرين مرحله امر به معروف و نهي از منكر جلوگيري از منكر با زور و قدرت است. مشهور فقها فرموده‌اند: اگر امر و نهي مؤثر نشد و مكلف قدرت بر دفع منكر دارد واجب است كه منكر را دفع كند مثلاً در آنجا كه افرادي مشغول شرب خمر يا قماربازي هستند در صورت قدرت آنها را متفرق كند و آلات لهو و حرام آنها را از بين ببرد.

در اين مرحله اگر جلوگيري از منكر متوقف بر زدن و وارد كردن آسيب به انجام‌دهنده منكر باشد بعضي از فقها اجازه حاكم شرع را لازم دانسته‌اند.

امام فرموده‌اند:

اگر مطلوب با زدن و آسيب رساندن حاصل نشود ظاهر آن است كه با مراعات الايسر فالايسر و الاسهل فالاسهل جايز باشد و سزاوار است كه از فقيه جامع‌الشرايط اذن گرفته شود بلكه اين اذن گرفتن در حبس كردن و ايجاد [جرح] بر او هم سزاوار است.54

دليل بر وجوب امر به معروف و نهي از منكر گرچه منجر به زدن و آسيب رساندن گردد روايات زيادي است كه در اين مورد رسيده است. امام باقر عليه‌السلام مي‌فرمايد:

با دلهايتان اعمال خلاف آنها را انكار كنيد و با زبانتان آن را اعلام كنيد و با سيلي به صورت آنها بزنيد و در راه انجام امر الهي از سرزنش هيچ سرزنش‌كننده نترسيد.55

علي عليه‌السلام مي‌فرمايد:

اي مؤمنان هر كسي تجاوزي را بنگرد و شاهد دعوت به منكري باشد و در دل آن را انكار كند خود را از آلودگي سالم داشته و هركس با زبان آن را انكار كند پاداش داده خواهد شد و از اولي برتر است و آن كس كه با شمشير به انكار برخيزد تا كلام خدا بلند و گفتار ستمگران پست گردد او راه رستگاري را يافته و نور يقين در دلش تابيده است.56

اكنون كه به مراتب امر به معروف و نهي از منكر اشاره شد زيبنده است اموري مورد توجه قرار گيرد.

 

لزوم رعايت حريم خصوصي افراد

از جمله نكاتي كه توجّه به آن لازم است آنكه امر به معروف و ناهي از منكر لازم است كاملاً مراقب باشد كه آبروي افراد حفظ و هيچ‌گونه حرمتي از آنها شكسته نشود. فرق است بين امر به معروف و نهي از منكر و تجاوز به حرمت خصوصي ديگران. اسلام هرگز اجازه نمي‌دهد براي اصلاح فردي حرمت او خدشه‌دار شود. در اين رابطه زيبنده است نكاتي يادآور شود.

 

الف: رازداري و عدم اشاعه فحشاء

اشاعه فحشاء و بازگو كردن گناه از گناهان بزرگي است كه اسلام به شدت از آن نهي كرده و خداوند متعال وعده عذاب به آن داده است.

«كساني كه دوست مي‌دارند زشتيها و گناهان قبيح در ميان افراد با ايمان اشاعه يابد عذاب دردناكي در دنيا و آخرت دارند.»57

اشاعه فحشاء علاوه بر اينكه آبروي فرد را در نزد ديگران مي‌برد و حيثيت او را به باد مي‌دهد جوّ جامعه را آلوده مي‌كند، عظمت و بزرگي گناه را در ميان افراد جامعه كم مي‌كند و گناه را كوچك جلوه مي‌دهد. از اين رو پيامبر اكرم صلي‌الله عليه و آله در حديثي مي‌فرمايد:

كسي كه كار زشتي را نشر دهد همانند كسي است كه آن را در آغاز انجام داده است.

علي عليه‌السلام مي‌فرمايد:

كسي كه پرده از روي اسرار برادر مسلمانش بردارد خداوند عيوب اسرار او را برملا مي‌كند.58

و نيز فرموده است:

 

 

امام صادق عليه‌السلام: … همانا اين دو بر افراد قوي كه داراي نفوذ كلام و عالم به معروف و منكر باشند واجب است نه بر افراد ضعيف كه درست راه را تشخيص نداده‌اند و حق را از باطل نمي‌شناسند

 

 

تمام خير دنيا و آخرت در اين دو چيز نهفته شده كتمان سرّ و دوستي با نيكان و تمام شرّ در اين دو چيز نهفته شده افشاء اسرار و دوستي با افراد شرير.59

بنابراين آمر به معروف و ناهي از منكر حق ندارد هرگز گناهي كه كسي مرتكب شده براي ديگران نقل كند و حيثيت او را از بين ببرد و بايد توجه داشت كه مراد از فحشاء تنها كارهاي منافي عفت و فساد اخلاق نيست، فحشاء در لغت به گفته راغب در مفردات رفتار و گفتاري است كه زشتي آن بزرگ باشد.60

 

ب: اجتناب از تجسس و كنجكاوي

اسلام از تجسس منع كرده زيرا كنجكاوي و تجسّس چه بسا آبرو و حيثيت افراد را خدشه‌دار كند علاوه بر اين كه باعث كينه و نفاق هم مي‌شود.

قرآن مجيد فرموده است:

«اي مؤمنين از بسياري از گمانها پرهيز كنيد زيرا بعضي از گمانها گناه است و هرگز [در كار ديگران] تجسّس نكنيد.»61

پيامبر اكرم صلي‌الله عليه و آله مي‌فرمايد:

«اي گروهي كه با زبان مسلمان شده‌ايد اما دل شما اسلام را نپذيرفته از لغزشهاي مسلمانان جستجو نكنيد چرا كه هركس تجسّس درباره لغزش‌هاي مسلمين كند خداوند از لغزش او جستجو خواهد كرد و هركس كه خداوند از لغزش او جستجو كند رسوايش خواهد نمود.»62

علي عليه‌السلام مي‌فرمايد:

«جستجو كردن از عيب ديگران از زشت‌ترين عيوب و بدترين گناهان است.»63

آمر به معروف و ناهي از منكر حق ندارد براي اصلاح فرد بدون اجازه وارد منزل يا محل كار او گردد يا از اعمال گذشته او تفحّص و كنجكاوي نمايد حتي در آنجا كه با اجازه حاكم شرع به منزل كسي مي‌رود كه وي را به دادگاه احضار كند نمي‌تواند در زندگي او به جستجو و تفحّص بپردازد. اين رفتار نه تنها سبب اصلاح فرد مي‌شود بلكه وي را به اسلام و نظام اسلامي بدبين مي‌نمايد. برخي افراد در اثر آگاهي نداشتن به شرايط امر به معروف و نهي از منكر و كيفيّت آن چه بسا براي انجام يك عمل واجب مرتكب چندين كار حرام مي‌گردند، در كار خصوصي فرد جستجو مي‌كنند به اسباب و وسايل شخصي او به عنوان كشف جرم دست مي‌زنند، براي اقرار به گناهان گذشته به او فشار مي‌آورند و عيب او را براي ديگران بازگو مي‌كنند. همة اينها از گناهان بزرگ است كه قرآن مجيد و احاديث رسيده از معصومين به شدت از آن نهي كرده‌اند.

 

ج: اجتناب از تحقير و سرزنش

از جمله گناهان بزرگ اهانت و سرزنش ديگران است كه در بعضي موارد باعث حدّ و يا تعزير مي‌گردد يعني اگر فردي كه به او توهين شده عليه كسي كه توهين كرد. ادعاي كيفر و مجازات كند در صورت اثبات مي‌توان سرزنش‌كننده را مجازات كرد. فردي كه مرتكب گناهي شده نمي‌توان در پرتو امر به معروف و نهي از منكر او را مورد توهين و سرزنش قرار داد. كلمات زشت و ناروا مانند بي‌دين، بدبخت، بي‌شعور فاسق، چرا مرتكب اين عمل شدي، توهين به مسلمان است و گناه، خداوند هرگز به توهين بندگان خود گرچه گناهكار باشند راضي نيست. سرزنش مؤمن به كاري كه انجام داده گناه است.

 

بندهايي از پيام هشت ماده‌اي امام

همه اين موارد كه در ضمن چند گزينه به آن اشاره شد در پيام هشت‌ماده‌اي حضرت امام به شدت از آن نهي شده است. بندهايي از آن پيام كه مرتبط با اين مباحث است ذكر مي‌شود:

بند 4. هيچ كس حق ندارد كسي را بدون حكم قاضي كه از روي موازين شرعيه بايد باشد

 

 

امام خميني، احياء‌كننده اين دو وظيفه مهم الهي در عصر خود بود و در راه انجام آن از هيچ كاري فروگذار نكرد

 

 

توقيف كند يا احضار نمايد، هر چند مدت توقيف كم باشد. توقيف يا احضار به عنف، جرم است و موجب تعزير شرعي است.

بند 6. هيچ كس حق ندارد به خانه يا مغازه يا محل كار شخصي كسي بدون اذن صاحب آنها وارد شود يا كسي را جلب كند يا به نام كشف جرم يا ارتكاب گناه تعقيب و مراقبت نمايد و يا نسبت به فردي اهانت نموده و اعمال غيرانساني ـ اسلامي مرتكب شود يا به تلفن يا نوار ضبط صوت ديگري به نام كشف جرم يا كشف مركز گناه گوش كند و يا براي كشف گناه و جرم هر چند گناه بزرگ باشد شنود بگذارد و يا دنبال اسرار مردم باشد و تجسس از گناهان غير نمايد يا اسراري كه از غير به او رسيده ولو براي يك نفر فاش كند، تمام اينها جرم و گناه است و بعضي از آنها چون اشاعه فحشا از كبائر و گناهان بسيار بزرگ است و مرتكبين هر يك از امور فوق مجرم و مستحق تعزير شرعي هستند و بعضي از آنها موجب حد شرعي مي‌باشد.

بند 7. آنچه ذكر شد و ممنوع اعلام شد در غير مواردي است كه در رابطه با توطئه‌ها و گروهكهاي مخالف اسلام و نظام جمهوري اسلامي است كه در خانه‌هاي امن و تيمي براي براندازي نظام جمهوري اسلامي و ترور شخصيت‌هاي مجاهد و مردم بي‌گناه كوچه و بازار و براي نقشه‌هاي خرابكاري و افساد في‌الارض اجتماع مي‌كنند و محارب خدا و رسول مي‌باشند كه با آنان در هر نقطه كه باشند… با قاطعيت و شدت عمل ولي با احتياط كامل بايد عمل شود.

و موكداً تذكر داده مي‌شود كه اگر براي كشف خانه‌هاي تيمي و مراكز جاسوسي و افساد عليه نظام جمهوري اسلامي از روي خطا و اشتباه به منزل يا محل كار كسي وارد شدند و در آنجا با آلات قمار و فحشا و ساير جهات انحرافي مثل مواد مخدر برخورد كردند حق ندارند آن را پيش ديگران افشا كنند چرا كه اشاعه فحشا از بزرگترين گناهان كبيره است و هيچ‌كس حق ندارد هتك حرمت مسلمان و تعدي از ضوابط شرعيه نمايد فقط بايد به وظيفه نهي از منكر كه در اسلام مقرّر است عمل نمايد و حق جلب يا بازداشت يا ضرب و شتم صاحبان خانه و ساكنان آن را ندارند و تعدي از حدود الهي ظلم است و موجب تعزير و گاهي تقاص مي‌باشد. و امّا كساني كه معلوم شود شغل آنان جمع مواد مخدر و پخش بين مردم است در حكم مفسد في‌الارض و مصداق ساعي در ارض براي فساد، هلاك حرث و نسل است و بايد علاوه بر ضبط آنچه از اين قبيل موجود است آنان را به مقامات قضائي معرفي كنند.

امام در اين پيام بخش مهمي از وظايفي كه مبارزه‌كنندگان با فساد و آمرين به معروف در برخورد با افراد مجرم و گناهكار دارند تذكر داده‌اند و همه را به پيروي از دستورات اسلام فراخوانده‌اند.64

 

فصل دوم

 

رهنمودهاي حضرت امام براي عملي كردن امر به معروف

حضرت امام بعد از پيروزي انقلاب كراراً مردم را به وظيفه مهم پاسداري از انقلاب و اسلام دعوت مي‌كردند و مسئوليت مهمي كه ملت ايران در برابر اين نعمت بزرگ الهي دارند يادآوري مي‌فرمودند. از جمله اموري كه نسبت به آن عنايت داشتند امر به معروف و نهي از منكر و جلوگيري از فساد و خلافي است كه در جامعه ممكن است انجام بگيرد و براي موفقيّت مردم در اين امر رهنمودهايي بيان مي‌كردند تا بهتر بتوانند اثر بگذارند كه به چند نمونه اشاره مي‌شود:

 

الف: اصلاح خويش

مهمّ‌ترين شرط موفقيت انسان در اصلاح ديگران اصلاح خويشتن است. قرآن كساني كه مرد سخن هستند نه عمل يعني آنانكه ديگران را به نيكي‌ها دعوت مي‌كنند ولي خود اهل نيكوكاري نيستند سرزنش كرده:

«آيا مردم را به نيكي دعوت مي‌كنيد ولي خودتان را فراموش مي‌نمائيد.»65

فردي كه خود مرتكب خلاف مي‌شود نمي‌تواند ديگران را از كار خلاف بازدارد سخن او اثر ندارد. سخن اگر از قلب برخيزد در قلب اثر مي‌كند.

«مردم را با عمل خود به كارهاي نيك دعوت كنيد نه با زبان.»66

بنابراين براي اين كه سخن اثر كند بايد گوينده قبل از هركس به گفته خود عمل كند. علي عليه‌السلام فرموده:

«اي مردم به خدا سوگند شما را به هيچ طاعتي تشويق نمي‌كنم مگر قبلاً خودم آن را انجام مي‌دهم و از هيچ كار خلافي باز نمي‌دارم مگر اين كه پيش از شما از آن دوري جسته‌ام.»67

امام خميني در سخنرانيهاي خود مكرّر به اين جهت اشاره مي‌فرمودند كه براي موفقيت در اصلاح ديگران قبل از هر چيز خودتان را اصلاح كنيد.

 

شرط اصلاح جامعه

امام خميني، شرط اصلاح جامعه را اصلاح خود فرد مي‌داند. ايشان مي‌فرمايد:

«انسان اگر خودش منحرف باشد نمي‌تواند ديگران را مستقيم كند. اين شكي نيست كه آدمي كه خودش فرض كنيد خداي نخواسته شرابخوار باشد نمي‌تواند ديگران را از شراب‌خواري بازدارد… اگر شما خودتان را اصلاح نكنيد و خودتان همان‌طور كه اسم انجمن اسلامي روي خودتان گذاشتيد اسلامي نباشيد و خودتان را اسلامي نكنيد نمي‌توانيد ديگران را به اسلام دعوت كنيد، خداي تبارك و تعالي كه براي مردم عادي مي‌فرستد و پيغمبران را انتخاب مي‌كند كسي كه خودش از اول عمر تا آخر عمرش يك لغزش نداشته معصوم بوده يك همچو موجودي را انتخاب مي‌كند براي اينكه تربيت كنند مردم را تزكيه كنند و تعليم كنند. اگر آن كسي كه مي‌خواهد مربّي جامعه‌اي باشد مربي يك دستگاهي باشد اينها را به اسلام دعوت كند اول بايد خودش را اسلامي كند… تا ديگران را بتواند اسلامي كند. اگر خودش را اسلامي نكند نمي‌تواند ديگران را اسلامي كند. معلمين آموزش و پرورش اگر خودشان يك پرورش صحيح نداشته باشند و يك تعليم صحيح نمي‌توانند جوانها را تعليم كنند و آموزش بدهند و پرورش بدهند مبدأ بر امري از خود آدم شروع مي‌شود پيغمبر هم وقتي كه تشريف آوردند… از منزل خودشان شروع كردند، حضرت خديجه را دعوت كردند او هم قبول كرد… اميرالمؤمنين دعوت را قبول كرده قوم و خويشان خودشان را جمع كردند و فرمودند يك همچو مسئله‌اي است يك دسته‌اي قبول كردند، دسته‌اي قبول نكردند. از خودش انسان بايد شروع كند.»68

 

نرمي و ملايمت

از جمله رهنمودهاي حضرت امام در مورد جلوگيري از كارهاي خلاف شرع و اصلاح افراد فاسد، نرمي و ملايمت است. بديهي است كه با نرمي و ملايمت خيلي بهتر مي‌توان افراد را اصلاح كرد، تندي و خشونت چه بسا فرد را در كار خلاف خود جدي‌تر كند.

امام در اين مورد مي‌فرمايند:

«بايد همه بيدار شويم همه توجه كنيم هم اصلاح كنيم خودمان را كه خداي نخواسته تخلّف نكنيم و هم توجه كنيم به اين كه اگر يكي تخلف كرد جلويش را بگيريم نه با داد و دعوا، با ملايمت، اگر يك كسي كار خلافي كرد و صد نفر آدم با ملايمت سلام كرد تعارف كرد… آن كار خوب نبوده تأثير مي‌كند در انسان و نمي‌تواند تخلّف كند.»69

در مورد شيوه مبارزه با گران‌فروشي فرموده‌اند:

«اگر بنا بگذارند اين جوانهاي بازار و آن محترمين بازار بروند پيش آنها يكي يكي از اينها و نهيشان كنند… اگر در يك روز عده زيادي بروند و با ملايمت بسيار به آنها بدون اين كه كلمه تندي، زبري گفته شود نهي كنند همان طوري كه خدا فرموده است كه نهي كنيد مردم را… اين تأثير مي‌كند.»70

 

وحدت و هماهنگي

اتحاد و هماهنگي رمز موفقيت در هر كاري است. در مورد امر به معروف و نهي از منكر و بازداشتن ديگران از كار خلاف شرع و قانون اگر وحدت و هماهنگي باشد خيلي زود مي‌توان معروف را تحقّق داد و جلو منكر را گرفت. اگر مسئولي يا كارمندي مرتكب كار خلافي شود يك نفر يا دو نفر تذكر دهند اثر نمي‌كند ولي اگر جمع زيادي هماهنگ شوند و با نرمي و ملايمت از او بخواهند كه مرتكب كار خلاف نشود تأثير مي‌كند اين از جمله رهنمودهايي است كه حضرت امام كراراً يادآوري فرموده‌اند:

«اگر يكي خلاف كرده همه بايد برويد دنبالش… بيست نفر از شماها رفت گفت نكن اين كار صحيح نيست تحت تأثير واقع مي‌شود.»71

«قرار بگذارند […] يكي‌يكي بروند سلام بكنند، به اينها بگويند «آقا اين كار را نكن!» اگر در يك روز هزار نفر آدم برود به يك نفر بگويد «آقا نكن! اين كار خلاف انصاف است»، اين كار پيشرفت مي‌كند.»72

و نيز امام از استادش مرحوم آقاي شاه‌آبادي نقل كرده، كه:

«مقابل منزل ما يك دكّاني باز شد كه مثل اينكه چيزهاي خلاف مي‌فروخت […] من به رفقايم گفتم كه شما يكي يكي برويد نهيش كنيد […] تا عصر حدود دويست‌نفر رفتند به اين آدم گفتند. تمام شد. برچيد بساطش را.»73

 

مسئوليت همگاني

اسلام همه افراد جامعه را در برابر همديگر مسئول مي‌داند و در واقع، حقيقت امر به معروف و نهي از منكر در اسلام همين است كه همگان بايد بدانند در برابر ديگران مسئولند. قرآن مجيد در مواردي بعد از آن كه فرد را به تهذيب نفس و اصلاح خويشتن دعوت مي‌كند او را در برابر ديگران مسئول دانسته و دستور مي‌دهد به اصلاح ديگران بپردازد در سوره عصر فرمود:

«قسم به عصر كه انسانها همه در خسران و زيانند مگر كساني كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام داده‌اند و يكديگر را به حق سفارش كرده و به شكيبايي و استقامت توصيه نموده‌اند.»

در اين سوره ذات الهي چهار وظيفه معين كرده، دو وظيفه جنبه فردي دارد و دو وظيفه جنبه اجتماعي، ايمان و عمل صالح وظيفه فردي است كه انسان با اين دو خود را اصلاح مي‌كند، لكن وظيفه دارد بعد از اصلاح خود با دعوت مردم به حق و حقيقت و صبر و استقامت آنها را هم اصلاح كند.

جمله تواصوا بالحق معناي وسيعي دارد شامل امر به معروف و نهي از منكر ارشاد جاهل تبليغ احكام دين، و… مي‌شود.

در آيه 6 سوره تحريم مي‌فرمايد:

«اي كساني كه ايمان آورده‌ايد خود و خانواده خويش را از آتشي كه هيزم آن انسانها و سنگها است، نگهداريد.»

در اين آيه بعد از دستور به حفظ خويش از آتش [در اثر تهذيب نفس و اجتناب از گناه] انسان را مكلف مي‌كند به حفظ خانواده و بستگان چون آنان نزديك‌ترين فرد به انسانند و بديهي است انسان با توجه به علاقه‌اي كه به سعادت آنها دارد بايد در راه تعليم و تربيت و هدايت آنان بكوشد.

پيامبر اكرم صلي‌الله عليه و آله مي‌فرمايد:

«آگاه باشيد همه شما نگهبانيد و همه در برابر كساني كه مأمور نگهباني آنها هستيد مسئوليد امير و فرمانروا، نگهبان مردم است و در برابر آنها مسئول است. مرد نگهبان خانواده خويش است و در مقابل آنها مسئول است. زن نگهبان خانواده، شوهر و فرزندان است و در برابر آنها مسئول مي‌باشد. آگاه باشيد كه همه شما نگهبانيد و همه شما در برابر كساني كه مأمور نگهباني آنان هستيد مسئوليد.» 74

حضرت امام كراراً مردم را به مسئوليتي كه در برابر خدا و همه افراد جامعه دارند توجه مي‌دادند. ايشان مي‌فرمايد:

«ما همه امروز وظيفه داريم. امر به معروف و نهي از منكر بر همه مسلمين واجب است. جلوگيري از منكرات بر همه مسلمين واجب است، سفارش به حق كه امر به معروف و نهي از منكر است بر همه مسلمين واجب است. شما و ما موظفيم كه هم در تمام اموري كه مربوط به دستگاههاي اجرايي است امر به معروف كنيم و اگر اشخاصي پيدا مي‌شوند كه خلاف مي‌كنند معرفي كنيم به مقاماتي كه براي جلوگيري مهيّا هستند و مشكلات را هم تحمّل كنيم.» 75

و نيز فرموده:

«امر به معروف و نهي از منكر دو اصلي است در اسلام كه همه چيز را مي‌خواهد اصلاح كند يعني با اين دو اصل مي‌خواهد تمام قشرهاي مسلمين را اصلاح بكند. به همه مأموريت داده به تمام افراد زير پرچم مأموريت داده كه بايد وادار كنيد همه را به كارهاي صحيح و جلوگيري كنيد از كارهاي فاسد. اين‌طور نيست كه شما فقط يك مأموريتي داريد و آن اين است كه خودتان يك كارهاي خوبي بكنيد، از كار بد احتراز كنيد، مأموريت زيادتر از اين است، خودتان و همه را هم

 

 

امام خميني: رضايت به انجام گناه و ترك واجب حرام است بلكه دور نيست ناخوشايندي قلبي نسبت به آنها واجب باشد

 

 

 

خودتان هم همه را و هيچ فرقي هم بين قشرها در اين امر نيست كه همه بايد اطاعت خدا بكنند و همه بايد حفظ اين پاسداري را بكنند.» 76

 

شجاعت در بيان حق

از جمله رهنمودهاي حضرت امام به مردم، شجاعت در بيان حق و عدم ترس از مردم است. امام كه خود در اين جهت كم‌نظير است و در طول عمر با بركت خود ثابت كرد آنجا كه وظيفه الهي در بين باشد از هيچ قدرتي هراس ندارد به ملت نيز توصيه مي‌فرمايد كه در برابر انحرافات بايستند و از هيچ كس ترس نداشته باشند، در همه حال رضاي ذات الهي را در نظر بگيرند و وظيفه خود را انجام دهند:

«همه ما… مسئوليم در مقابل خدا و در مقابل وجدان… اگر يك فرد خيلي به نظر مردم پائين فردي كه به نظر مردم خيلي اعلا رتبه هم هست، اگر از او يك انحرافي ديد بيايد. اسلام گفته برو به او بگو نكن ـ بايستد در مقابلش بگويد اين كارَتْ انحراف بود نكن، مي‌گويند عمر گفت [در وقتي كه خليفه بود] كه من اگر چنانچه خلافي كردم به من مثلاً بگوئيد، يك عربي شمشيرش را كشيد گفت ما با اين مقابل تو مي‌ايستيم اگر تو بخواهي خلاف بكني ما با اين شمشير مقابلت مي‌ايستيم.»77

«تربيت اسلامي اين است كه در مقابل اجراي احكام خدا و در مقابل راه انداختن نهضت‌هاي اسلامي هيچ ملاحظه از كسي نكند، اين آقاست اين غير آقا اين پدر است اين پسر است، اين رئيس است اين مرئوس است. ابداً اين مسائل نباشد در كار، مسئله اين باشد كه آيا به طريق اسلام عمل مي‌كند يا نه، به طريق اسلام عمل مي‌كند هر فردي باشد بايد از او قدرداني كرد و تشويق كرد و محبت به او كرد.

برخلاف اسلام كه باشد هر فردي مي‌خواهد باشد يك روحاني عالي مقام يك آدمي باشد كه مثلاً رأس باشد، يك سر كرده باشد، وقتي ديدند برخلاف مسير دارد عمل مي‌كند هر يك از افراد موظفند كه به او بگويند كه اين خلاف است… همه ما الان موظفيم به اين كه اعمالي كه خودمان مي‌كنيم يك اعمالي نباشد كه چهره انقلاب ما را مشوّه كند غير از آن طور كه خدا مي‌خواهد عرضه كنيم.» 78

 

راهكارهاي پيشنهادي براي عملي نمودن امر به معروف

با كمال تأسف بايد اين حقيقت را بپذيريم كه امر به معروف و نهي از منكر با آن همه عظمتي كه از ديدگاه اسلام دارد ما مسلمانان چندان بدان اهميّت نمي‌دهيم و در واقع بايد گفت اين دو واجب در نزد ما فراموش شده و به آن توجّه نداريم.

خوشبختانه بعد از پيروزي انقلاب نسبت به احياء بعضي از واجبات تلاش‌هاي مهمّي صورت گرفت از جمله در رابطه با اقامه نماز مي‌توان نام برد كه سالهاست ستادي تشكيل شده و براي احياء اين واجب بزرگ الهي در مراكز دولتي و خصوصي حتي در مسير بين شهرها اقدامات خوبي انجام گرفته و دهها كتاب و صدها مقاله در اين رابطه نوشته شده و هر سال ستاد اقامه نماز با دعوت از اساتيد و دانشمندان و تشكيل سمينار براي موفقيت و پيشرفت بيشتر در اين كار تبادل نظر مي‌كنند و البته همه اين كارها لازم و ضروري و درخور ستايش است. اگر براي احياء امر به معروف و نهي از منكر همين تلاش‌ها صورت گرفته بود امروز شاهد بخشي از خلاف‌كاريها در سطح ادارات و بدحجابي و مفاسد اخلاقي در سطح جامعه نبوديم. لذا براي عملي كردن و احياء امر به معروف نكاتي به نظر مي‌رسد.

 

 

1. طرح مباحث امر به معروف در كتب درسي

اولين گام براي احياء اين دو اصل بزرگ اسلام، طرح مباحث آن در كتب درسي از دوره دبستان به بعد است. لازم است كودكان و نوجوانان و جوانان به خوبي با مسائل آشنا و به جايگاه عظيمي كه اين دو واجب در اسلام دارند واقف گردند. در دوره دانشگاه نيز مقتضي است اهمّ مسائل آن در يكي از كتب دروس عمومي كه همه دانشجويان موظّف به خواندن آن هستند تبيين گردد.

 

2. تبيين جايگاه امر به معروف وسيله گويندگان

خطبا و گويندگان، ائمه محترم جمعه و جماعات بايد بيش از هر چيز به اين امر عنايت داشته باشند و مردم را به مسائل آن آگاه كنند و مسئوليت مهمّي كه مردم در برابر اين دو واجب الهي دارند و هم‌چنين پيامدهاي بدي را كه در اثر ترك امر به معروف و نهي از منكر متوجه جامعه و فرد مي‌شود براي مردم گوشزد كنند. در اين رابطه صدا و سيما مي‌تواند نقش مهمي داشته باشد. هفته‌اي حداقل يكي دو ساعت با برنامه‌اي منظم مباحث امر به معروف وسيله نخبگان حوزه و دانشگاه براي مردم مطرح شود حتي از طريق فيلم و تئاتر مي‌توان در اين رابطه به مردم آگاهي و جهت داد. بنابراين هنرمندان نيز وظيفه دارند كه نسبت به اين امر مهم اقدام كنند.

 

3. تشكيل اداره امر به معروف

مهمّ‌ترين عامل عملي كردن امر به معروف تشكيل اداره و ستادي قوي و نيرومند است. قبلاً اشاره شد حضرت امام در روزهاي اوليه بعد از پيروزي انقلاب طيّ حكمي دستور تشكيل اداره امر به معروف و نهي از منكر صادر فرمودند كه متأسفانه به عللي از تشكيل آن جلوگيري شد.

ممكن است در حال حاضر نيز در برخي از شهرها ستادي بنام امر به معروف باشد لكن با كمترين تشكيلات و قدرت كه در واقع وجود و عدم آن مساوي است. اداره امر به معروف بايد تحت ضوابط قانوني با تشكيلاتي منظّم و قدرت خيلي زياد تأسيس شود به طوري كه بتواند نسبت به بالاترين فرد هم در صورت تخلّف برخورد كنند.

بديهي است تشكيل يك ستاد گرچه قوي بدون حمايت و پشتوانه مردمي نمي‌تواند بر همه امور نظارت داشته باشد از اين رو لازم است نيروهاي متعهد و متدين در ادارات و ميان اصناف و بازاريان شناسائي و كلاسهاي آموزشي به عنوان نماينده ستاد در همه مراكز دولتي و غيردولتي ناظر بر افراد و جريان امور باشند و هر كار خلاف شرع كه مشاهده مي‌كنند، نخست با نرمي و ملاطفت گوشزد كنند و فرد متخلّف را اصلاح كنند و اگر از اين طريق نتوانستند وي را اصلاح كنند به ستاد گزارش كنند. در سطح شهر نيز از نيروهاي بسيج و متعهد با آموزش قبلي براي جلوگيري از منكرات و امر به معروف كمك بگيرند. هم‌چنين در مدارس، دبيرستانها و دانشگاهها از ميان دانش‌آموزان و دانشجويان مؤمن و متدين افرادي انتخاب و اين وظيفه را به آنها واگذار نمايند.

البته بايد در انتخاب افراد براي اين كار دقت زياد نمود. اولاً بايد اين افراد از نظر تعهد و ايمان در سطح بالايي باشند. ثانياً كاملاً به شرايط و مراتب امر به معروف و نهي از منكر مطلع باشند و طّي جلسات متعدد آموزش ببينند. ثالثاً هر كدام موظّف باشند بيلان كار و فعاليت خود را هر ماه گزارش كنند. با اين برنامه مي‌توان فرهنگ امر به معروف و نهي از منكر را در جامعه زنده كرد و افراد را به اين مسئوليت بزرگ الهي توجّه داد و در پرتو آن جلوي خيلي از مفاسد و گناهان را گرفت. عامل بسياري از مفاسد و منكراتي كه در جامعه انجام مي‌گيرد بي‌تفاوتي در برابر گناهكاران است. اگر افرادي در برابر گناه عكس‌العمل نشان دهند، گناهكار اصلاح مي‌شود. خانمي كه حجاب اسلامي را رعايت نمي‌كند اگر از وقتي كه از منزل بيرون مي‌آيد تا زماني كه مراجعت مي‌كند چندين نفر به او تذكر دهند كه حجاب جزء ضروريات دين است چرا مخالفت فرمان الهي مي‌كني و شيطان و دشمنان اسلام را با اين عمل خوشنود مي‌نمايي، متوجه مي‌شود كه جامعه روش او را نمي‌پسندد از اين رو در عمل خود تجديدنظر مي‌كند و روز بعد با حجابي بهتر بيرون مي‌آيد. براي اثبات تأثير امر به معروف و نهي از منكر زيبنده است به گوشه‌اي از تاريخ سيدجمال‌الدين اسدآبادي اشاره‌اي داشته باشيم:

 

تأثير انجمن وطني سيدجمال‌الدين اسدآبادي

سيدجمال‌الدين اسدآبادي براي نجات ممالك اسلامي هنگامي كه وارد مصر شد انجمني تشكيل داد. اعضاي انجمن كه بيش از چهل نفر نبودند موفق شدند در مدت نزديك به يك ماه كارهاي مهمّي انجام دهند. اين گروه مواد هفده‌گانه‌اي براي خود تدوين كردند كه يكي از مواد

 

امام خميني، شرط اصلاح جامعه را اصلاح خود فرد مي‌داند و مي‌فرمايد: انسان اگر خودش منحرف باشد نمي‌تواند ديگران را مستقيم كند

 

 

آن امر به معروف و نهي از منكر بود. بعد از يك ماه كه بيلان كار خود را دادند موفق شدند در اثر امر به معروف و نهي از منكر كارهاي مهمي انجام دهند. از آن جمله هشتصد نفر معتاد به مشروبات الكلي را توبه دادند، هزار و سيصد نفر از مسلماناني كه نماز نمي‌گذاردند را وادار به خواندن نماز كردند، چهارصد نفر از زنان فواحش و منحرف را وادار به توبه كردند، هشتاد نفر از مستخدمين ادارات انگليسي را وادار به استعفا از خدمت به آن دولت حيله‌گر نمودند، پانصد نفر از رجال و ثروتمندان مصر را وادار كردند تا از خريدن اشياء لوكس و تجملّات زندگي كه از ممالك بيگانه و مخصوصاً انگلستان وارد مي‌شود خودداري كنند، سي و پنج نفر نصراني و پانزده يهودي و هفتاد نفر بت‌پرست را مسلمان كردند. آري، چهل نفر مسلمان مؤمن و متعهد كه براي مدت كوتاهي دستورات اسلام را عمل كردند تحوّلي در جامعه مصر ايجاد كردند تا آنجا كه لرد كرومر مشاور مالي انگليس در يكي از گزارشات خود به لندن مي‌نويسد كه بدين وسيله به زمامداران انگليس اعلام خطر مي‌كنم. اگر يك سال انجمن وطني تحت رهبري سيدجمال‌الدين اسدآبادي ادامه پيدا كند نه تنها سياست و تجارت انگليس در آسيا و افريقا يكسره نابود خواهد شد بلكه ترس آن است كه نفوذ كشورهاي اروپائي يك‌باره در سراسر جهان به خطر افتد. از اين رو دولت انگيس دستور متفرق كردن انجمن وطني مصر را صادر كرد و سيدجمال را از آنجا تبعيد كردند.79

عمل به دستورات اسلام اين چنين تحولي در جامعه ايجاد مي‌كند به طوري كه قدرتمندترين دشمنان خود را به وحشت مي‌اندازد. افسوس كه ما از اسلام فاصله گرفته‌ايم. چه بسا برخي از اعمال ما باعث شود كه ديگران نسبت به اسلام بدبين و بي‌رغبت شوند.

 

نصيحتي از امام

زيبنده است با نصيحتي از حضرت امام به عنوان حُسن ختام اين بحث را به پايان رسانيم.

«سزاوار است كه آمر به معروف و ناهي از منكر در امر و نهي و مراتب انكارش مانند پزشك معالج مهربان و پدر باشفقت كه مراعات مصلحت مرتكب را مي‌نمايد باشد و انكارش لطف و رحمت براي او خصوصاً و براي امت عموماً باشد و قصدش را فقط براي خداي متعال و رضايت او قرار دهد و اين كارش را از آلودگيهاي هواهاي نفساني و اظهار بزرگي خالص نمايد و نفس خويش را منزّه از عيب نداند. و براي آن بزرگي يا برتري بر مرتكب قائل نباشد كه چه بسا براي شخصي مرتكب گناه ولو گناهان كبيره باشد ولي صفات خوب نفساني نيز داشته باشد كه مورد رضايت ذات الهي باشند و خداوند متعال او را به خاطر اين صفات دوست بدارد گرچه گناه او مورد بغض خداوند است و چه بسا آمر و ناهي عكس او باشد اگرچه بر خودش مخفي و پوشيده است.»80

 

 

پي‌نوشتها:

1. مجمع‌البيان شيخ طبرسي، ج 2، ص 357، نشر دارالفكر بيروت ده مجلدي.

2. رجوع تفسير مواهب‌الرحمان، آيت‌الله سبزواري، ج 6، ص 219، ناشر دفتر آيت‌الله سبزواري و تفسير نمونه آيت‌الله مكارم شيرازي و همكاران، ج 3، ص 49، ناشر دارالكتب الاسلاميه.

3. رجوع تفسير مجمع‌البيان، ج 2، ص 357، تفسيرالميزان، ج 3، ناشر مؤسسه اسماعيليان، تفسير مواهب‌الرحمان، ج 6، ص 196.

4. وسائل‌الشيعه، شيخ حر عاملي، ج 11، ص 398، ابواب امر و نهي باب 1، ج 18.

5. نهج‌البلاغه، ترجمه محمد دشتي، حكمت 374، ناشر

6. وسائل‌الشيعه، ج 11، ص 395، ابواب الامر و النهي، باب 1، ج 6، ناشر دارالاحياء التراث.

7. مستدرك الوسائل، ميرزا حسين نوري، ج 12، ص 175، مؤسسه آل‌البيت و كنزالعمال، خبر 5564.

8. مجمع‌البيان، ذيل آيه 104 بقره، ج 2، ص 357.

9. اللمعة الدمشقيه، ج 2، ص 413.

10. صحيفه امام، ج 9، ص 213.

11. صحيفه امام، ج 9، ص 213، پاورقي.

12. تحريرالوسيله، ج 1، ص 439.

13. الاقتصاد، شيخ ان فقه الطوسي، ص 236ـ 237.

14. مختلف الشيعه، احكام الشريعه، علامه حلي، ج 4، ص 471، نشر مركز الانجات والدراسات الاسلاميه.

15. تنقيح الرافع، فاضل مقداد، ج اول.

16. اللمعة الدمشقيه، ج 2، ص 409.

17. المكاسب المحرمه، ج 1، ص204، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني.

18. تفسير نمونه، آيت‌الله مكارم و همكاران، ج 3، ص 37.

19. النهايه/ 299.

20. الاقتصاد / 237.

21. الوسيله الي نيل الفضيله، ابن حمزه.

22. جامع المقاصد، محقق كركي، ج 1، ص 200.

23. تحريرالوسيله، ج 1، ص 440.

24. مجمع‌البيان، ج 2، ص 356.

25. كنز العرفان في فقه القرآن، مقداد بن عبدالله السيوري، ج 1، ص 406.

26. زبدة البيان، مقدس اردبيلي، ج 1.

27. ناشر مؤتمر المقدس الاردبيلي، تفسير الكشاف، ج 1، ص 396، الزمخشري.

28. الميزان، ج 3، ص 373.

29. اَلْامر بالمعروف و النهي عن المنكر، آية الله السيّد محسن الخرازّي ناشر مؤسسه نشر اسلامي، ص 45.

30. تفسير نمونه، آية‌الله مكارم شيرازي، ج 3، ص 36.

31. وسائل الشيعه، شيخ حر عاملي، ج 21، ابواب امر و نهي باب 2، ج 1.

32. الشيخ النجفي، جواهر الكلام، ج 21، ص 361.

33. الاقتصاد، شيخ طوسي، ص 238.

34. مختلف الشيعه، ج 4، ص 474.

35. الكافي في الفقه، ص 269.

36. الوسيله، ابن حمزه، ص 207.

37. جواهرالكلام، ج 21، ص 365.

38. تحريرالوسيله، ج 1، ص 440.

39. نهج‌البلاغه، حكمت 154.

40. نهج‌البلاغه، خطبه 201، ص 422، ترجمه محمد دشتي.

41. تحريرالوسيله، ج 1، ص 454.

42. ميزان الحكمه، محمدي ري شهري، ج 6، ص 276.

43. جواهرالكلام، ج 21، ص 368.

44. ميزان‌الحكمه عمان و وسائل‌الشيعه حر عاملي، ج 1، ص 413، باب 6 از ابواب امر و نهي.

45. سوره انعام، آيه 67.

46. توضيح‌المسائل حضرت امام، مسأله 2805.

47. توضيح‌السمائل، مسأله 2806.

48. سوره طه، آيه 44.

49. تحريرالوسيله، ج 1، ص 454.

50. سفينه البحار، ج 4، ص 467.

51. غررالحكم، ج 1، ص 348.

52. تحريرالوسيله، ج 1، ص 454.

53. تحريرالوسيله، ج 1، ص 455.

54. ترجمه تحريرالوسيله، ج 2، ص 319، مترجم علي اسلامي، ناشر دفتر انتشارات اسلامي.

55. وسائل‌الشيعه، ج 11، ص 403، ابواب الامر و النهي، باب 3، حديث 1.

56. نهج‌البلاغه، حكمت 373، ترجمه محمد دشتي، ص 718.

57. سوره نور، آيه 19.

58. شرح غرر و دُرر، ج 5، ص 368، ح 8295، به نقل از اخلاق در قرآن، آيت‌الله مكارم، ج 3، ص 363.

59. سفينة البحار، ج 7، ص 436، ماده كتم.

60. مفردات راغب، ماده فحش.

61. سوره حجرات، آيه 12.

62. اصول كافي، ثقة‌الاسلام كليني، ج 2، ص 354، ح 4.

63. شرح غررالحكم، ج 5، ص 371، حديث 8799، به نقل از اخلاق در قرآن، ج 3، ص 350.

64. صحيفه امام، ج 17، ص 141ـ 140.

65. بقره/ 44.

66. سفينة البحار، محدث قمي، ج 6، ص 514.

67. نهج‌البلاغه، خطبه 175 ـ 332، ترجمه محمد دشتي.

68. صحيفه امام، ج12، ص 498، سخنراني در جمع رؤساي آموزش و پرورش سراسر كشور سال 59 دهم تيرماه.

69. صحيفه امام، ج 18، ص 491، 15 تيرماه 58.

70. صحيفه امام، ج 8، ص 48.

71. همان، ج 18، ص 512.

72 و 73. همان، ج 8، ص 47.

74. مجموعه ورّام، ج 1، ص 6، ابي فراس المالكي الاشتري ابي‌الحسين ورّام.

75. صحيفه امام، ج 13، ص 470.

76. همان، ج 10، ص 112.

77. صحيفه امام، ج 10، ص 110.

78. صحيفه امام، ج 10، ص 110.

79. برگرفته از مناظره دكتر وپير، شهيد سيدعبدالكريم هاشمي‌نژاد، ص 404 ـ 412، مؤسسه انتشاراتي فراهاني، سال 1357.

80. تحريرالوسيله، ج 1، ص 458.

آوریل 13th, 2009 | تعداد بازدید/248 views | دسته بندی : تازه ها
محمود رضا مرادی مهرآبادی

محمود رضا مرادی مهرآبادی

از سال 1375 فعالیت خود را در حوزه رایانه و هنر آغاز کردم - مدرس فناوری اطلاعات و شاخه های هنری - http://moradiphoto.ir